تاثير مثبت خوابهاي بد در رويارويي با ترس در زندگي واقعي (بخش اول)
در حال حاضر و براساس نتايج آزمايشهاي مختلف، چنين تصور ميشود كه مرحلهي حركت سريع چشم به طريقي خاطرات و عواطف منفي ما را تثبيت ميكند، اما اينكه آيا آن عواطف ميتوانند به خوابهايي كه ما ميبينيم، رخنه كنند، موضوع ديگري است. شواهد اوليه نشان ميدهند كه در جريان خواب، مراكز مغزي مرتبط با تنظيم عواطف، مانند آميگدال فعال هستند. نشان داده شده است زماني كه اين مناطق دچار اختلال شوند، از شدت عاطفهي خوابهايي كه ميبينيم، كاسته ميشود. البته اين ميتواند يك همبستگي باشد ولي تمام چيزي كه ما فعلا در مورد آنها داريم، چند تئوري است. تحت تئوري «شبيهسازي تهديد»، مغز ما با تمرين ترس در حين خواب خود را براي رويايي با ترس در زمان بيداري آماده ميكند. در همين حال، مدلهاي ديگر پيشنهاد ميكنند كه خواب درگيريهاي عاطفي را حل ميكند و موجب كاهش خلقوخوي منفي در روز بعد ميشود. هر دو تئوري موافق اين موضوع هستند كه تجربهي ترس در خواب منجر به پاسخ بهتر در زمان بيداري ميشود؛ تنها اختلاف اين تئوريها در مورد چگونگي اين فرايند است. نتايج مطالعهي جديد حمايت بيشتري را از تئوري شبيهسازي فراهم ميكند.
برچسب: مغز، خواب، عوارض كابوس ديدن، علت ديدن خواب هاي آشفته، علت ديدن خوابهاي وحشتناك، عواطف، FEEL، SLEEP، BRAIN،