تاثير مثبت خوابهاي بد در رويارويي با ترس در زندگي واقعي (بخش دوم)
شركتكنندگان در پايان هفته در دستگاه MRI قرار گرفتند و به آنها تصاوير حاوي عواطف منفي و نيز تصاوير منفي نشان داده ميشد براي اينكه ببينند آيا عواطفي كه آنها در خوابهاي خود تجربه كردهاند، موجب تغيير پاسخ آنها در برابر ترس در زندگي حقيقي ميشود يا خير. ويرجيني استرپنيچ، متخصص علوم اعصاب دانشگاه ژنو ميگويد: ما دريافتيم هر چه فرد بهمدت طولانيتري در خوابهاي خود احساس ترس ميكرد، در جريان بيداري و وقتي كه به تصاوير منفي نگاه ميكرد، فعاليت اينسولا، سينگوليت و آميگدال در مغز او كمتر ميشد. علاوهبراين، فعاليت بخش قشر پيشپيشاني مياني كه در هنگام ترس موجب مهار آميگدال ميشود، بهصورت متناسب با تعداد خوابهاي ترسناك افزايش مييافت.
نتايح مطالعهي حاضر از اين ادعاهاي تئوريكي حمايت ميكند كه تمرين هنگام خواب ميتواند ازطريق «يادگيري خاموشي» يا ديگر تاكتيكها مغز را مجددا تنظيم كند. با اين حال، پژوهشگران ميگويند اين امر احتمالا در مورد كابوسهاي شبانه صدق نميكند. برخلاف خوابهاي بد كه در آنها سطوح ترس متوسط است، كابوسها ميتوانند موجب پريشاني بيش از حد و اختلال خواب شده و تأثير منفي روي عواطف ما در زمان بيداري داشته باشند. پراگاموروس نتيجهگيري ميكند: ما معتقديم كه اگر خواب از آستانهي مشخصي از ترس رد شود، نقش سودمند خود را بهعنوان تنظيمكنندهي عواطف از دست ميدهد. پژوهشگران ميخواهند كابوسهاي شبانه و عواطف مثبت حين خواب را نيز مورد بررسي قرار دهند تا ببينند كه آنها در زمان بيداري چه تأثيري روي ما دارند.
برچسب: مغز، خواب، عوارض كابوس ديدن، علت ديدن خواب هاي آشفته، علت ديدن خوابهاي وحشتناك، عواطف، FEEL، SLEEP، BRAIN،